عشق اتشین |
یکی محبت می کنه یکی ناز، اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه ولی اونی که محبت می کنه همیشه تنهای ت |
تو نميدوني من چي كشيدم وقتي كه گفتي تو رو نميخوام باور ندارم كه ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام يه شوخي بود و يه قصهي تلخ وقتي كه گفتي تو رو نميخوام خيال ميكردم ميخواي بترسم شايد هنوزم باور نكردم چشماي گريون، دستاي خسته، دوريه چشمات منو شكسته رنگ اون چشات، چشاي سيات، زنجير دلت، دستامو بسته شايد يه حسود چشممون زده بگو كي ما رو تنهايي ديده ولي ميدونم تو آسمونا قصهي ما رو يكي شنيده تو باور نكن هركي بهت گفت پيشت ميمونم، پيشت ميمونم باور ندارم كه ديگه نيستي تا ته دنيا از تو ميخونم چشماي گريون دستاي خسته دوريه چشمات منو شكسته رنگ اون چشات چشاي سيات زنجير دلت دستامو بسته +نوشته شده دردوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 14:15 توسط میثم | چه خوبه ادم روز تولدش از عشقش از اونی که دوسش داره کادوی تولدشو می گرفت!!!!
+نوشته شده درشنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 14:23 توسط میثم | رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی ! رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه +نوشته شده درپنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 9:49 توسط میثم |
هنوزم در پی اونم که میشه عاشقش باشم مث دریای من باشه منم چون قایقش باشم هنوزم در پی اونم که عمری مرهمم باشه شریک خنده و شادی رفیق ماتمم باشه هنوزم در پی اونم که عشقش رو سادگی باشه نگاهای پر از مهرش پناه خستگیم باشه میگن جوینده یابندست ولی پاهای من خستست من حتی با همین پاها میرم تا حدی که جا هست خدایا عشق من پاکه اگر چه عشقی از خاکه منم اون عاشق خاکی که از عشق تو دل چاکه هنوزم در پی اونم که اشکامو روی گونم با اون دستای پر مهرش کنه پاکو بگه جونم بگه جونم نکن گریه منم اینجام بزار دستاتو تو دستام تو احساس منو میخوای منم ای گل تو رو میخوام +نوشته شده دردوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 19:12 توسط میثم | صبح میشه با اینکه دلت خونه پامیشی میری حموم زیر دوش اب روی سرت که میریزه اروم اروم اشکات میاد پایین دم در حومو باز نقاب خنده را میزنی مامانت چه گناهی داره اخه؟میخندی با شادی سلام میکنی و یه چیزی تو دلت میگه الکی نخند اما تو میخندی واسه خاطر بقیه میزنی از خونه بیرون دلتنگی باز بهت هجوم میاره اهنگ گوش میدی بغض میکنی کلاس نمیری میری راه میری مبایل را هم خاموش میکنی باز به خونه که میرسی نقاب میزنی می خندی مامانت میگه اخی فدای خنده هات بشم خوبی؟ به زور لبخندت را عمیق تر میکنی میگی اره بابا چیزی نشده تو دلت یکی داد میزنه فقط خفه شو میری توی تختت اهنگ میذاری بالش را بغل میکنی گاوت را هم سرت را توی بالش فرو میکنی میشی خودت خود دلتنگ غمگینت باز مامنت که میاد الکی میگی وای از زر خواب چشمام باز نمیشه مامانت میره افاق رنگ میزنه الو چته باز؟ -هیچی بابا داشتم شیرینی میخوردم صدام این جوریه اخر شب دیگه خودتی در را میبندی دلت بی قرار میشه بی خبری خیلی بده خیلی اهنگ میذاری و میشی خودت خود تنهای غمگینت اون وقت صدای هق هقت بلند میشه +نوشته شده درپنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 22:3 توسط میثم |
+نوشته شده درسه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 12:8 توسط میثم | تن تو ظهر تابستونو بیادم میاره
+نوشته شده دریکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 20:6 توسط میثم | خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش ؛ يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه
+نوشته شده درپنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 13:32 توسط میثم | دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوست دارم اما معني شو نمي دونن از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن از اونايي که زير بارون برات مي ميرن و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره ...!
+نوشته شده درپنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 12:26 توسط میثم |
Love is like the ocean,burning in devotion When you go,go,go,oh no Feel my heart is burning,when the night is turning Iwill go,go,go,oh no Baby I will love you Every night and day Baby I whil kis you But I have to say No face,no name,no number Your love is like a thunder I'm dancing on a fire,burning in my heart No face.no name, no number Your love is like desire.burning in my soul No face.no name,no number Oh love is like the heaven,it'sso hard to find Your love is like a river,flowing in my mind Feel your dreams are flying,dreams are never dieing I don't go,go,go,oh no Your eyes tells a story,baby oh don't worry When you go,go,go oh no Baby,cause I love you For ever and a day Baby I whil kiss you but ihave to say,"I LOVE YOU" +نوشته شده دردوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 12:50 توسط میثم | |
زندگی کاهیست که کوهش میکنیم زندگی کوهیست که کاهش میکنیم پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 ترنم دوست داشتن دل میخواد نه دلیل!!! لبهای سکوت (دنیای بی ریای این دوتا)D:کیمیاجووووون و هستی جووووون! یاسی كيميا جوووون و هستي جووووون محمد يعقوبي پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |